غزلیات حافظ
دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر اشعار باقیمانده از حافظ است که بیشتر این شعرها به زبان فارسی است؛ اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن وجود دارد. غزلیات حافظ مهمترین بخش این دیوان هستند. شعرهایی در قالب شعری قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی که شامل ۴۹۵ غزل در ویرایش قزوینی و غنی، ۴۸۶ غزل در ویرایش دوم خانلری و ۴۸۴ غزل در ویرایش سایه است. از این غزلیات برای گرفتن فال حافظ استفاده میشود.
فال حافظ آنلاین اصلی با تفسیر
فال حافظ آنلاین تاپترین با معنی اصلی کاملترین تفسیر را بین فال های حافظ دارد ⭐ با تعبیر فال حافظ تاپترین در موضوعات مختلف ازدواج، عشقی و استخاره سرنوشت خود را بسنجید.
-
تفسیر و معنی غزل شماره 369 حافظ – ما ز یاران چشم یاری داشتیم
ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ما پنداشتیم تا درخت دوستی بر کی دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو آیین درویشی نبودور نه با تو ماجراها داشتیم شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشتما غلط کردیم و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 368 حافظ –خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیمبه ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم زاد راه حرم وصل نداریم مگربه گدایی ز در میکده زادی طلبیم اشک آلوده ما گر چه روان است ولیبه رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم لذت…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 367 حافظ – فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیمکه حرام است می آن جا که نه یار است ندیم چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنمروح را صحبت ناجنس عذابیست الیم تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر منسالها شد که…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 366 حافظ –ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایماز بد حادثه این جا به پناه آمدهایم ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدمتا به اقلیم وجود این همه راه آمدهایم سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشتبه طلبکاری…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 365 حافظ – عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
عمریست تا به راه غمت رو نهادهایمروی و ریای خلق به یک سو نهادهایم طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علمدر راه جام و ساقی مه رو نهادهایم هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهایمهم دل بدان دو…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 364 حافظ –ما بی غمان مست دل از دست دادهایم
ما بی غمان مست دل از دست دادهایمهمراز عشق و همنفس جام بادهایم بر ما بسی کمان ملامت کشیدهاندتا کار خود ز ابروی جانان گشادهایم ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیدهایما آن شقایقیم که با داغ زادهایم پیر مغان…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 363 حافظ – دردم از یار است و درمان نیز هم
دردم از یار است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هم این که میگویند آن خوشتر ز حسنیار ما این دارد و آن نیز هم یاد باد آن کو به قصد خون ماعهد را بشکست و…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 362 حافظ –دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
دیدار شد میسر و بوس و کنار هماز بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من استجامم به دست باشد و زلف نگار هم ما عیب کس به مستی و رندی نمیکنیملعل بتان خوش…
-
تفسیر و معنی غزل شماره 361 حافظ – آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
آن که پامال جفا کرد چو خاک راهمخاک میبوسم و عذر قدمش میخواهم من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشابنده معتقد و چاکر دولتخواهم بستهام در خم گیسوی تو امید درازآن مبادا که کند دست طلب کوتاهم ذره…