- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 166 حافظ –روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شدزدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شد شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 165 حافظ – مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شدقضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشتمگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودندهر آن قسمت که…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 164 حافظ –نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شدعالم پیر دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد دادچشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد این تطاول که کشید از غم هجران بلبلتا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد گر…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 163 حافظ – گل بی رخ یار خوش نباشد
گل بی رخ یار خوش نباشدبی باده بهار خوش نباشد طرف چمن و طواف بستانبی لاله عذار خوش نباشد رقصیدن سرو و حالت گلبی صوت هزار خوش نباشد با یار شکرلب گل اندامبی بوس و کنار خوش نباشد هر نقش…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 162 حافظ –خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشدکه در دستت به جز ساغر نباشد زمان خوشدلی دریاب و در یابکه دایم در صدف گوهر نباشد غنیمت دان و می خور در گلستانکه گل تا هفته دیگر نباشد ایا پرلعل کرده جام…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 161 حافظ – کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشدیک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد از لعل تو گر یابم انگشتری زنهارصد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد غمناک نباید بود از طعن حسود ای دلشاید که چو وابینی…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 160 حافظ –خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
خوش است خلوت اگر یار یار من باشدنه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگین سلیمان به هیچ نستانمکه گاه گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدایا که در حریم وصالرقیب محرم و حرمان نصیب…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 159 حافظ – نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشدای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد صوفی ما که ز ورد سحری مست شدیشامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خوش بود گر محک تجربه آید به میانتا سیه روی شود هر که در…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 158 حافظ –من و انکار شراب این چه حکایت باشد
من و انکار شراب این چه حکایت باشدغالبا این قدرم عقل و کفایت باشد تا به غایت ره میخانه نمیدانستمور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیازتا تو…
