- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 355 حافظ – حالیا مصلحت وقت در آن میبینم
حالیا مصلحت وقت در آن میبینمکه کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم جام می گیرم و از اهل ریا دور شومیعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیمتا حریفان دغا را به جهان…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 354 حافظ –به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 353 حافظ – من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنمصد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حوربا خاک کوی دوست برابر نمیکنم تلقین و درس اهل نظر یک اشارت استگفتم کنایتی و مکرر نمیکنم هرگز…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 352 حافظ –روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنمدر لباس فقر کار اهل دولت میکنم تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرامدر کمینم و انتظار وقت فرصت میکنم واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخندر حضورش نیز میگویم نه…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 351 حافظ – حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
حاشا که من به موسم گل ترک می کنممن لاف عقل میزنم این کار کی کنم مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علمدر کار چنگ و بربط و آواز نی کنم از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفتیک…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 350 حافظ –به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنمبهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم سخن درست بگویم نمیتوانم دیدکه می خورند حریفان و من نظاره کنم چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاهپیاله گیرم و از شوق جامه پاره…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 349 حافظ – دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنمگفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشمدوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دارعشوهای فرمای تا من…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 348 حافظ –دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنمو اندر این کار دل خویش به دریا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهیکآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاستمیکنم جهد که خود را…
- غزلیات حافظ
تفسیر و معنی غزل شماره 347 حافظ – صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنودمگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهاتدر یکی…
